تبليغاتX
گذار پیش به سوی دمکراسی - مـوارد علّی پـساهنگـی احـزاب کـردی شـرق کـردسـتان
گذار

 مـوارد علّی پـساهنگـی احـزاب کـردی شـرق کـردسـتان 

تجری – سرپل ذهاب 

     پساهنگی یا رفته روی  از معضلاتی است که دامنگیر احزاب شرق کرد شرق کردستان شده است. معضل پساهنگی این احزاب ریشه در مواردی همچون ساختار حزبی، نحوه ی نگارش و تطبیق ایدئولوژی حزبی با باورهای جامعه  و همچنین انسجام باوری و عدم آموزش دارد. بررسی وضعیت و شرایط کنونی جهت ارزیابی احزاب علاوه بر نیاز به بررسی گذشته آنها می بایست به شرایط و مشخصه های وضعیتی جهان، جامعه کردستان و احزاب نیز پرداخت که در این نوشتار تا حد ممکن به بررسی گذرایی از آن خواهیم پرداخت.

همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد بیشتر ادبیات سیاسی حاکم بر جهان و نوع نگرش و جهانبینی احزاب و حکومت ها دستخوش تغییر و تحولات بینادین شدند. امواج جهانی سده ی بیستم در سه دوره : روشنفکری میانه ، چپ و راست، تاثیرات ویژه ای را بر گرایشات سیاسی بجای گذاشت و تاریخ چند دهه ی سیاسی در این سه دوره ی روشنفکری شاهد احزاب و جریانتتی اعم از میانه، چپ و راست بوده است که با پایان جنگ سرد و تک قطبی گشتن جهان دچار پساهنگی، فرقه ای شدن، محفلی شدن، فروپاشی و انشعاب گشته اند. احزاب کردستان نیز که در چنین جوی و با ساختاری ایدئولوژیکی متاثر از چنین امواج جهانی تشکیل شده بودند در جریان این تغییر و تحولات دچار تنش ساختاری و دگماتیزم پایستاری شدندکه با گذر یک دهه از ضربه سهمگین این تغییرات به هوش آمده اند بر همین منوال عوارض عرضی و جانبی آن را در چند ساله ی اخیر از خود بروز داده اند که  خود یک نوع از پساهنگی احزاب در جریان امور سیاسی حاکم بر نظم جهان می باشد. این پساهنگی بر اثر عدم  دگراندیشی و عدم بینش استراتژیکی سیاسی، در بستر عینی و ذهنی به وجود آمده در سطح بین الملل، نتیجه می گیرد. عدم تغییر و تحول در ساختار حزبی در سالهای اخیر و عدم تجدید ساختار حزبی با روندهای اخیر فکری در عرصه ی سیاست بین الملل باعث پساهنگی بینشی و هدفگذاری سیاسی شده است  چنین رویکردی در نظام حزبی این احزاب باعث فرقه ا ی و محفلی شدن و انشعاب گشته است که تیغه برشی سیاست های هدفمند این احزاب را کند نموده است.

یکی از موارد علی دیگر پساهنگی احزاب، نحوه نگرش احزاب به جامعه و نظام سازماندهی و تنظیماتی در جامعه می باشد. وظیفه اصلی احزاب سازماندهی خود در جامعه و ورود به بطن جامعه است و با هدفگذاری و هدفمند کردن سیاست های تنظیمات حزبی باعث پیشاهنگی و هماهنگی با جامعه و لایه های درونی جامعه خواهد بود. با نگرش به حضور احزاب در جامعه کردستان متوجه خواهیم شد که احزاب کردستان نتوانستند به سازماندهی در جامعه دست یابند که خود این مسئله نیز به ابعاد نگرش و جهانبینی ایدئولوژیکی احزاب مرتبط است که به آن نیز اشاره خواهیم نمود. گرچه نگرش صحیح  حزبی نسبت به جامعه سازماندهی حزب در جامعه می باشد ولی با نگاهی به کارکرد و رویکرد بینشی احزاب کردستان به جامعه می بینیم که این احزاب خواستار سازماندهی جامعه در خود می باشند که این موضوع یکی از معضلاتیست که باعث رفته روی احزاب کردستان شده است.

بینش سازماندهی جامعه در حزب ، خودبه خود نوعی دیکتاتوریت منشی و اعتقادی منوپولی را به دنبال خواهد داشت و چون در عصر حاضر جای برای افکار تک روانه و تمامیت خواه در درون جامعه یافت نمی شود عاملی خواهد بود که احزاب با چنین نگرشی از لحاظ اجرای برنامه های هدفمند خود دچار رفته روی شده و رنگ واقعی خود را از دست بدهند.

مسئله مهم دیگری که می توان از آن به عنوان یکی از عوامل پساهنگی احزاب  در جامعه کردستان یاد نمود - در بالا به نیز به آن اشاره نمودیم- نوع جهانبینی و ایدئولوژی احزاب می باشد. برای حاکمیت ایدئولوژی قبل از هرچیز باید بستر مناسب عینی و ذهنی را فراهم نمود. فراهم نمودن چنین بستری نیز خود مستلزم آموزش فرد و جامعه می باشد. جامعه کردستان جامعه ای با فرهنگ خاص خود است که نوع خواسته ها و آمالهایش با ایدئولوژی ارائه شده از طرف احزاب همخوانی ندارد و با نگاهی تاریخی به مبدا تشکیل این احزاب متوجه خواهیم شد که در بستر نامناسب ذهنی و عینی تشکیل شده اند، و عدم وجود چنین بسترهای برای اجرای عملی ایدئولوژی حزبی و عدم همخوانی این ایدئولوژی ها با باورها و فرهنگ جامعه کردستان خود نوعی از پساهنگی را برای احزاب به دنبال داشته است و با گذشت زمان ایدئولوژی احزاب، اعم از شعائر و برنامه های حزبی در درون جامعه، به علت عدم همخوانی با خواسته های عموم جامعه کمرنگ شده است که چیزی جز پساهنگی حاصل آن نبوده است . این جریانات و احزاب باید بر مبنای خواسته های عموم جامعه، ایدئولوژی را برای توجیه خط مشی از پیش تعیین شده خود قرار دهند و منابع استراتژیک را که همان بستر جامعه کردستان و همچنین خواسته های عموم برای احراز هویت ملی است اولویت قرار دهند. در چنین رویکردی ایدئولوژی تا جای مد نظر است که این منابع را تامین نماید و طبیعتا اگر ضرورت های عملی ایجاب کند که خواهد کرد از عدول آشکار نسبت به قواعد ایدئولوژیکی ابایی نداشته باشند و دست به بازنگری و در واقع تجدید نظر بزنند.

مورد دیگر گسیختگی و انقطاع فکری و تنظیماتی احزاب در درون خود و با جامعه کردستان می باشد. گسیختگی و انقطاع در نمودار حرکت ها سیاسی و فکری در میان جریانات و احزاب مختلف کردستان امری شایع است که موجب هرز رفتن انرژی، توان ، نیرو و زمان و بسیاری از فرصت های دیگر می شود که متاسفانه تاکنون در لاعلاجی بوده است. ناپیوستگی وعدم حضور احزاب در عرصه های سیاسی و در بطن جامعه و گاها غیره هم سویی و خلاف جهت بودن آنها با خواسته های جامعه، حکایت از قصه تلخ فقدان آموزش نیروها و جامعه و همچنین عدم انتقال تجارب و آموخته ها از نسلی به نسل دیگر است. آموزش، حلقه مفقود شده ی حرکت های سیاسی مختلف کردستان است که به علت بسیاری از تنگ نظرها و منفعت طلبی های شخصی در درون احزاب این امر به صورت تخصصی مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است.

با توجه به موارد فوق می توان به این نتایج رسید که احزاب کردستان دارای ساختاری حزبی و ایدئولوژیکی یک سده پیش هستند که همخوانی امروزی با خواسته ها و آمال های کنونی جامعه کردستان ندارند یا حداقل خواسته را مد نظر داشته اند و موارد اولویت بندی هدف های سیاسی این احزاب نیز بر بستر مناسب ذهنی و عینی جامعه کردستان تشکیل نشده اند و همچنین علت پساهنگی احزاب هم در درون خود و هم جامعه، عدم آموزش منسجم و علمی می باشد که باعث هرز رفتن توان، نیرو، زمان و بسیاری دیگر از فرصت های دیگر در احزاب شده است که فاکتوری قوی برای کمپلکسی شدن موضوع مورد بحث شده است.

 

+ نوشته شده توسط ارش.ک در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 23:52 |