تبليغاتX
گذار پیش به سوی دمکراسی - ولایـت فقیـه در حلقه اعتقاد و ابزار
گذار
 
ولایـت فقیـه در حلقه اعتقاد و ابزار
 پیمان محمدی - کرماشان


    حکومت اسلامی ایران طبق اصل پنجم قانون اساسی، نظامی مبتنی بر ولایت فقیه است که لازمه حکومتداری و به قدرت رسیدن سیاسی در این نظام، اعتقاد به ولایت فقیه را اجباری می نماید و در غیر اینصورت جای برای احراز پست ها حکومتی برای سیاتمداران غیر ولایتی در این نظام وجود ندارد. در این گفتار با توجه به موقعیت کنونی نظام اسلامی ایران که سپاهیان و نیروهای امنیتی قدرت را در دست دارند به روند دست یابی قدرت از امنیتی – نظامی به سیاسی و همچنین محور اعتقادی این نیروها می پردازیم.سپاه پاسدارن در اوایل انقلاب اسلامی به دستور خمینی از نیروهای سیاسی – امنیتی ایدئولوژیکی تشکیل شد که برای مبارزه با اپوزسیون، گروه ها واحزاب مخالف با اسلامی کردن نظام ایران، مسلح و منسجم شد.با شروع جنگ ایران و عراق و طولانی شدن این جنگ سپاه پاسدارن نقش مهمی را در طرح های کلان نظامی – سیاسی بدست آورد. این نیرو با مبدا فکری ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی و بر پایه ی اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه و اطاعت بی چون چرای از کاریزمای انقلاب اسلامی یعنی خمینی، خود را حافظ و گسترش دهنده افکار انقلاب اسلامی می دانست.اعتقاد ایدئولوژیکی سپاه پاسداران باعث شد که از لحاظ معنوی، مالی  و لوجستکی از پشتیبانی شخص اول نظام اسلامی برخوردار باشد تا جایی که  با پذیرش جمعیت های شبه نظامی به یکی از شاخه های نظامی در حکومت اسلامی تبدیل شد. این نیرو علاوه بر دفاع از مرزها کشوری در 8 سال جنگ با عراق، امنیت داخلی و خارجی نظام اسلامی را برعهده داشت و سمت های امنیتی و نظامی باعث شده بود که سپاه پاسداران به عنوان یکی از مهمترین ارکان انقلاب اسلامی نقش کلانی را به عهده داشته باشد. با پایان جنگ ایران و عراق و مرگ کاریزمای انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران حوزه ی قدرتی خود را در مواجه با خطر می دید و با در نظر گرفتن نقش خود در دوران جنگ و دادن قربانیان زیاد، خود را صاحب و حافظ انقلاب 57 می دانست. بر همین اساس فرماندهان سپاه نمی خواستند که در دوران بعد از جنگ نقش خود را در تصمیم گیرهای کلان کشور از دست بدهند و با توجه به اینکه در دوران جنگ بودجه های مالی هنگفتی را دریافت کرده بود با درایت شاخه های امنیتی – سیاسی سپاه، به فعالیت های اقتصادی روی آوردند که منابع مادی و اقتصادی مهمی را برای نقش کلان خود در نظام اسلامی دارا باشند. جدای از روی آوردن به فعالیت های سیاسی و اقتصادی به افزایش توان نظامی و تسلیحاتی و پرورش کادرهای متخصص در زمینه های گوناگون پرداختند.سپاه پاسداران بعد از مرگ خمینی - کانون قدرت ولایت مطلقه فقیه- از نقش حیاتی خود در کشور نگران بود بنابراین  به فکر قبضه قدرت سیاسی – نظامی کشور افتاد که لازمه این کار نیز گسترش حوزه فعالیت های خود در حوزه اقتصادی – نظامی بود و برای همین منظور بسیاری از طرح های کلان کشور را برعهده گرفت. که با پروژه های سدسازی، نیروگاههای انرژی سوختی و هسته ای، معادن ، کارخانجات و طرح های عمرانی و.... کار خود را آغاز نمود. در این میان و در حوزه سیاسی نیز در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی با برعهده گرفتن تعدادی از پست ها صدا و سیما، فرهنگ و ارشاد اسلامی و در حوزه انتشاراتی، ورود به روزنامه کیهان برای انتشار افکار سیاسی سپاه، فعالیت خود را آغاز نموده بود.اگرچه سپاه پاسداران در پروژه قبضه قدرتی خود در دوران هاشمی رفسنجانی توانسته بود موفقیت های را کسب نماید اما با به قدرت رسیدن خاتمی، این روند پیشرفتی سپاه تا حدودی متوقف شد و سپاه پاسداران از قدرت نمایی در عرصه ی سیاسی کنار گذاشته شد.سپاه پاسداران قبل از روی کار آمدن خاتمی احساس خطر کرده بود و برای همین منظور دست به تبلیغات عمده ای علیه جناح اصلاح طلبان درون نظام زده بود اما آرای عمومی و خواسته های عموم برای عبور از دوران خفقان سیاسی دوران ریاست جمهوری رفسنجانی، عامل پیروزی اصلاح طلبان درون نظام شد و سپاه نقش خود را منتقد دولت اصلاح طلبان یافت. برای همین منظور به انتقاد بسیاری از روحانیون، فساد اداری در حکومت و همچنین ثروت اندوزی آقازاده ها و تازه به دوران رسیده ها پرداخت.در جناح مخالف اصلاح طلبان یعنی جناح راست، به علت به راه افتادن روزنامه ها و مجلات منتقد و همچنین از دست دان قدرت در انتخابات ریاست جمهوری، شوراهای محلی شهر و روستا و همچنین مجلس ششم ، افکاری در مورد حمایت از سپاه پاسداران به عنوان راست گرایان افراطی به وجود آمد که بهترین گزینه برای شکست اصلاح طلبان و فشار بر آنها و عرض اندام راست گرایان و اصولگرایان نظام اسلامی در درون قدرت بود. حمایت از سپاه پاسداران در برابر اصلاح طلبان به شیوه ی معنوی و مالی باعث شد این نیرو بار دیگر به عرصه ی سیاسی باز گردد و با زیرکی تمام به قبضه کردن قدرت روی آورد.روند عمده ی قبضه ی قدرت سیاسی از طرف سپاه پاسداران با مجلس هفتم آغاز شد که اکثریت گزینه های مجلس شورای نظام اسلامی را نیروهای این یگان نظامی – امنیتی به خود اختصاص دادند.با به قدرت رسیدن احمدی نژاد به پست ریاست جمهوری این روند تکمیل شد. همچنان که بیان شد این نیروی نظامی با زیرکی تمام توانست از در حاشیه قرار گرفتن در تصمیم گیرهای کلان کشوری و نقش آفرینی ویژه در سیاست های کلان کشور خود را برهاند و با تکیه بر محور اعتقادی ولایت مطلقه فقیه و حراست از انقلاب اسلامی، نقاط کلیدی حکومت را در اختیار خود بگیرد.با نگاهی به روند تغییر و تحولات سیاسی داخل ایران و درون نظام درمی یابیم که با مرگ خمینی کاریزمای انقلاب اسلامی ایران که پشتیبان معنوی و مالی سپاه بود و همچنین پایان جنگ ایران و عراق، نقش سپاه به عنوان حافظان و پاسداران انقلاب کم می شد که فرماندهان این نیرو با دستاویز قرار دادن ولایت فقیه و حفاظت از این محور اعتقادی و انقلاب وابسته به آن، خواهان باز پس گیری نقش عمده خود در تصمیم گیرهای سیاسی – نظامی کشور گشتند و با توجه به اینکه این نیرو و نقش خود را در حراست از نظام با اهمیت می دید و زحمات بسیاری در پیروزی نظام و پابرجایی آن داشت نمی توانست به خود بقبولاند عده ای جبهه ندیده و آقازاده و تازه به دوران رسیده زمام امور را در دست بگیرند و سپاه پاسداران نیز با بله قربان گفتن به روحانیون و آقازاده ها در کنج پادگان های نظامی بنشینند و عده ای به نام روحانیت و ولایت فقیه قدرت را قبضه نمایند. بنابراین با برنامه های اقتصادی و دخالت در سیاست کشور و با شعار ما ” ذوب شدگان ولایتم“ سعی خود را در قبضه کردن قدرت سیاسی – نظامی کشور به کار گرفتند که با موفقیت توانستند این امر را برای خود حتمی سازند.فرماندهان سپاه از ولایت مطلقه فقیه فقط به عنوان یک ابزار برای به قدرت رسیدن استفاده نموده اند و اعتقاد راسخی به اسلامیت و ولایت مطلقه فقیه نظام ندارند و فقط برای توجیه حاکمیت خود ازآن استفاده می نمایند.   بیشک بعد از خمینی، خامنه ای شخصی کاریزما برای سپاه پاسداران نیست که سپاه در ولایت آقای خامنه ای شده باشد. 
+ نوشته شده توسط ارش.ک در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 18:22 |